ری را

استاد کائنات که این خانه را بساخت ، منظورش عشق بود دنیا را بهانه ساخت


آنـــكه دستش را امـــروز اینقدر محكـم گـــرفتـــه ای...


دیـــــــــروز عـــاشق من بــــــود...!


دستــــانت را خستــــه نـــكن....


مـــحكم یـــــــا آرام....


فـــــــردا تــو هـــم تنهـــایــــی


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 12:54 ق.ظ توسط rira love |نظرات

گفت : سردمه گفتم : پنجره بزرگه، اما شوفاژِ زیرش کوچیکه

گفت : سردمه گفتم : شومینه رو زیاد کردم اما کفاف نمیده

گفت : سردمه گفتم : جوراباتو بپوش، آدم از پا سرما می‌خوره

گفت : سردمه گفتم : می‌خوای دستگاه بخور روشن کنم بشینی جلوش؟

گفت : سردمه گفتم : پتو بیارم برات؟

گفت : سردمه

گفتم : چه کار کنم؟ دیگه عقلم قد نمیده...

گفت : وقتی من سردمه لازم نیست فکر کنی....

فقط محكم بغلم کن..!


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 12:47 ق.ظ توسط rira love |نظرات

در نــگاهت چـــه رنــج عظیمی است، 
وقتــی بـــه یــــادم مـــی آورد 
کـــه چـــه چیزهـــای فــــراوانـــی را هنـــوز بـــه تـــــو نــگفتـه ام


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 12:44 ق.ظ توسط rira love |نظرات


آخرین مطالب
» مــن دلـ ــم نمــی آیــد از ایـن کـارـها بـکــنمــ
» بعد از مُردنم سرم را جدا کنید!!!
» گاهی باید ....
» دیـــــــــــــــــــــر آمـدی ...
» با خود می گویم
» بـیا آخرین شـاهكـارَت را بیـبین
» به اِحســــــــاساتت بیاموز نَفـــــــس نکشد،
» وقــــتی دلت با دیگریســــــــت ...
» وقتی قــــرار
» گذشته ی من گـــــذشت ..!
» میـــدانـــم از خـــود خـــواهــی اســــت ؛
» مـرا میـان بـازوانـت مـومیـایـی کـن
» وقتی یه آدم مے ‌گه:
» غیرتی شدن
» با تو جان به لب شدم

Design By : RoozGozar.com