ری را
استاد کائنات که این خانه را بساخت ، منظورش عشق بود دنیا را بهانه ساخت
بگـــذارش جـــلویِ " معـ ــرفـ ـتـ ــ "
بـچـسـبـانـشـ تـنـگِــ نـــام قـشنـگـــ خودتـــ...
مــن دلـ ــم نمــی آیــد از ایـن کـارـها بـکــنمــ

بگذارید روی شانه ام .
شانه ای که سر می خواست...
سری که شانه می خواست...
هر دو را برسانید به آرزوشان
گاهی باید ....
آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری کف دست و بسپاریشان به دست باد !
تا بروند و سهم دیگران شوند...

کمـــــــــــــــــــــــی تغییـــــــر کرده ام !
بــــــــرای شناخـتـنـم
عکـســــــــــم را
مچـالـــــــــــه کن ...!!
پرنده که می خواند
و نسیم که می وزد...
با خود می گویم
\" حتمآ حال تو خوب است که جهان این همه زیباست\"..
مـُجسمـه ای با چـِشمانـــے بـاز
خـیره به دور دسـت شـاید شَرق شـاید غَرب
مبهـوت یك شـِكست ، مغلوب یك اتِفاق
مصلوب یك عــِشق ، مفعول یك تاوان
خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد
و او فقـط خاطراتـَش را مُحكم بَغل گـِرفته
بیـا آخرین شاهكارت را بیبین مـُجسمه ای ساخـته ای به نـام مـَن !

هــَـــــوای دلها آلـــــــوده است ..
اینــــــجا...
فاصــــلـ ه یک عشــق با عشق بعدی یک نـَـخ سیـــــــگار است..

دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد
1 روز
1 ماه
1 سال
از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . .
چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ
وقــــتی دلت با دیگریســــــــت ...
چرا نگفتی اینجا تَهـِش بـُن بسته ..!
حتی می توانم بگـــویم درگذشت
و من برایش ماهها و روزها سوگــــواری و سکــــوت کردم
خاطــــراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم ..!
ولـــــــی
دیگر بس است!
کـــه تـــو را بــــرای خــــود می خـــواهــــم ...
و تـــو هـــم آنقــــدر رئــــوفــــی
کـــه خـــود را متعــلـــق بـــه همـــه میــــدانـــی ... !!
شایـد ...
هـزار سال بعـد
بـاستـان شنـاس کـنجکـاوی
از عاشقـانـه های دستـانـت
رمـز گشایـی کنـد....!
«هیشکے منو دوست نداره!»
منظورش از «هیشکے »،
«یک نفر» بیشتر نیست.
همون یه نفرے
که واسه اون آدم همهکسه. . .
هارت و پورت كردن و
گیر دادن نیست،
غیرت یعنی زن مورد علاقه ات
هیچ وقت احساس تنهایی و بی پناهی نكنه...

| Design By : RoozGozar.com |



